گنج

شمارهٔ ۲۸۴

قافیه: ک۵ بیت
گر بیابد شرف خدمت آن حور ملککی فرود آورد از کبر دگر سر به فلک
ماه از عارض تو منفعل و آب خجلشد و دادند گواهی ز سما تا به سمک
پستهٔ شور زند با لب شیرین تو لافسنگ بر سر پی آن می خورد آن کور نمک
کرد بر قلبی خود نقد دل اقرار و هنوزدم به دم می زندش عشق تو بر سنگ محک
آخر از جور رقیب تو خیالی دانستآنچه در باب عداوت به گدا دارد و سک