شمارهٔ ۲۸۰
ما را به درِ دوست گشاد از هوس خویشوقتی ست که دارد سگ آن کوی کس خویش
تا کی برِ آن روی بلافی گل رعنا؟بگذار دو رویی و نگر پیش و پس خویش
غم نیست که نزدیک بلاییم ولیکنفریاد که دوریم ز فریاد رس خویش
افسرده حریف سخن سوختگان نیستزنهار تو ضایع مکن ای نی نفس خویش
باز آن دهن تنگ چه پوشی ز خیالیپنهان چه کنی تنگ شکر از مگس خویش