گنج

شمارهٔ ۲۴۵

قافیه: وباشد۵ بیت
هر جفایی که کند روی تو نیکو باشدخاصّه وقتی که خطت بر طرف او باشد
گر به چینِ شکن زلف تو از خوش نفسیدم دعوی بزند مشک سیه رو باشد
در لطافت به دهان تو کند نسبت خویشچشمهٔ خضر به شرطی که سخنگو باشد
باشد از سرّ عدم پیرِ خرد را خبریخبری ز آن دهنش گر سر یک مو باشد
گر بجوید دهنت دل ز خیالی چه عجبز آن دهن هیچ عجب نیست که دلجو باشد