گنج

شمارهٔ ۲۴۴

واقف از جام می لعل تو مدهوشاننددر خور بادهٔ لعل تو قدح نوشانند
آخر ای نامه سفید از صف رندان بدر آیکه در این خانهٔ تاریک سیه پوشانند
چون قدح گرد برای صف عشاق بزنتا ببینی که در این حلقه چه مدهوشانند
چون بر آریم سر از شرم گنه گرنه به حشردامن مغفرتی بر سرمان پوشانند
دهن قال فروبند خیالی و خموشراز دار سخن عشق چو خاموشانند