شمارهٔ ۱۴۸
تا گرد عارض تو خط سبز بردمیدبر گل بنفشه صدف زد و ریحان تر دمید
آشفته ایم تا پیِ تسخیر عاشقانافسون بخواند خطّ تو و بر شکر دمید
نخلی ست محنت تو که از جویبار دلهرچند کندمش منِ بیدل دگر دمید
ای بوی زلف یار گذر بر ره چمنکز انتظار سبزه بر آن رهگذر دمید
از مزرع ضمیر خیالی گیاه مهرهرچند بیش دید تو را بیشتر دمید