شمارهٔ ۱۴۶
وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیه: ارسد۵ بیت
تا ز نسیم رحتمش رایحهای به ما رسدبر سر راه آرزو منتظریم تا رسد
گر کششی نباشد از جاذبهٔ عنایتشدر طلب وصال او کوشش ما کجا رسد
اهل سلوک سر به سر طالب گنج وحدت اندتا که بپوید این ره و دولت آن که را رسد
چون همه را ز جام غم شربت مرگ خوردن استزود بود که این قدح از دگری به ما رسد
وه که به شب رسید از او روز خیالی و هنوزتا که چو شمع بر سرش ز آتش دل چه ها رسد