گنج

شمارهٔ ۹۲

۹ بیت
با منت کینه و با جمله صفاستاینهم از طالع شوریده ی ماست
راستی را صنما بی قد توکار ما هیچ نمی آید راست
هر گیاهی که بروید پس ازیناز سر تربت ما مهر گیاست
می کشم درد بامید دواگرچه درد از قبلت عین دواست
این چه بویست که ناگه بدمیدوین چه فتنه ست که دیگر برخاست
باز از ناله ی مرغان سحرصبحدم صحن چمن پر غوغاست
گرچه در پرورش نطفه ی خاکبوی زلفت مدد باد صباست
خیز کز نکهت انفاس نسیمهر سحر پیرهن غنچه قباست
گر نه خواجوست که دور از رخ تستزلف هندوی تو آشفته چراست