گنج

شمارهٔ ۷۸

۱۰ بیت
رخش با آب و آتش در نقابستلبش با آتش اندر عین آبست
شکنج طرّه اش بر چهره گوئیکه از شب سایبان بر آفتابست
لب شیرین او یا جان شیرینخط مشکین او یا مشگ نابست
عقیقش کاتش او آب لعلستعذارش کاب او آتش نقابست
شکر در اهتمام پر طوطیستقمر در سایه ی پر غرابست
ز چشمش فتنه بیدارست و چشمشچو بختم روز و شب در عین خوابست
عقیق اشک من در جام یاقوتشراب لعل یا لعل مذابست
سرانگشت نگارینت نگارابخون جان مشتاقان خضابست
اگر شورم کنی ور تلخ گوئیچو طوطی شکّرست شیرین جوابست
تن خواجو نگر در مهر رویتکه چون تار قصب بر ماهتابست