شمارهٔ ۷۶
آنچه نماز زنده دلان جز نیاز نیستو آنرا که در نیاز نبینی نماز نیست
مشتاق را بقطع منازل چه حاجتستکاین ره بپای اهل طریقت دراز نیست
رهبانت ار بدیر مغان راه می دهدآنجا مقام کن که در کعبه باز نیست
گرزانکه راه سوختگان می زنی رواستچیزی بگو بساز که حاجت بساز نیست
بازار قتل باز چو نیکو نظر کنیصیاد صعوه جز نظر شاهباز نیست
دردی کشان جام فنا کز پی نیازجز نیستی بهیچ عطاشان نیاز نیست
محمود را رسد که زند کوس سلطنتکز سلطنت مراد دلش جز ایاز نیست
عشق مجاز در ره معنی حقیقتستعشق ارچه پیش اهل حقیقت مجاز نیست
آن یار نازنین اگرت تیغ می زندخواجو متاب روی که حاجت بناز نیست