شمارهٔ ۶۴
در خنده آن عقیق شکر ریز خوشترستدر حلقه آن کمند دلاویز خوشترست
فرهاد را ز شکّر شیرین حکایتیاز خسروی ملکت پرویز خوشترست
بر روی خاک تکیه گه دردمند عشقاز خوابگاه اطلس گلریز خوشترست
دیگر حدیث کوثر و سرچشمه ی حیاتمشنو که باده ی طرب انگیز خوشترست
گو پست باش ناله ی مرغان صبح خیزلیکن نوای چنگ سحر تیز خوشترست
صبحست خیز کاین نفس از گلشن بهشتبزم صبوحیان سحر خیز خوشترست
اول بنوش ساغر و وانگه بده شرابزیرا که باده ی شکر آمیز خوشترست
گر دیگران ز میکده پرهیز می کنندما را خلاف توبه و پرهیز خوشترست
خواجو کنار دجله ی بغداد جنتستلیکن میان خطه ی تبریز خوشترست