گنج

شمارهٔ ۳۸

۹ بیت
ایکه از سرچشمه ی نوشت برفت آب نباتمرده ی مرجان جان افزای تست آب حیات
از چمن زیباتر از قدّت کجا خیزد نهالوز شکر شیرین تر از خطّت کجا روید نبات
عنبر زلف تو بر کافور می بندد نقابسنبل خطّ تو بر یاقوت می آرد برات
پرده بر رخ می کشی وز ما نمیداری حجابخستگانرا می کشی وز کس نمی باشد حیات
حال مجنون شرح دادن با دلم دیوانگیستهمچو پیش طرّهایت ذکر لیلی ترّهات
تا برفتی همچو آب از چشم دریا بار منپیش جیحون سرشکم می رود آب فرات
بنده ام تا زنده ام گر می کشی ور می کشیزخم پیکان تو مرهم باشد و بندت نجات
از دهانت بوسه ئی جستم زکوة حسن راگفت خاموش ای گدا بر هیچ کی باشد زکوة
با خیالت دوش می گفتم که مردم از غمتگفت خواجو گوئیا نشنیده ئی من عاش مات