شمارهٔ ۳۵۶
ای مقیمان درت را عالمی در هر دمیرهروان راه عشقت هر دمی در عالمی
با کمال قدرتت بر عرصه ی ملک قدمهر تف آتش خلیلی هر کف خاک آدمی
طور سینا با تجلی جمالت ذره ئیپور سینا در بیان کبریایت ابکمی
کاف و نون از نسخه ی دیوان حکمت نکته ئیبحر و کان از موج دریای عطایت شبنمی
از قدم دم چون توانم زد که در راه تو هستز اول صبح ازل تا آخر محشر دمی
ای بتیغ ابتلایت هر شکاری شبلئیوی بمیدان بلایت هر سواری ادهمی
تشنگانرا از تو هر زهری ورای شربتیخستگانرا از تو هر زخمی بجای مرهمی
رفته هر گامی بعزم طور قربت موسیئیخورده هر جامی ز دست ساقی شوقت جمی
هر بتی در راهت از روی حقیقت کعبه ئیهر نمی از ناودان چشم خواجو زمزمی