گنج

شمارهٔ ۳۰۸

۹ بیت
ای طبیب دل ریش از سر بیمار مروخسته مگذار مرا وز سر تیمار مرو
بجفا بر سر یاران وفادار میابوفا از پی خصمان جفاکار مرو
چند گوئی که روم روزی و ترک تو کنممکن ای یار زمن بشنو و زنهار مرو
ای دل ار شور شکر خنده ی شیرین داریهمچو فرهاد بده جان و بکهسار مرو
تیره شب در شکن طره ی دلدار مپیچوگرت راه غلط شد بشب تار مرو
بگذر از خالش و گیسوی سیاهش بگذاردر پی مهره بسر در دهن مار مرو
گر بود برگ گل سوریت از خار مترسور هوای چمنت نیست بگلزار مرو
اگرت خرقه سالوس شود دامنگیربا مرقّع بدرخانه ی خمّار مرو
اگر از کعبه بمیخانه کشندت خواجوبرو ای خواجو و از میکده هشیار مرو