گنج

شمارهٔ ۲۷۹

۹ بیت
ما نوای خویش را در بینوائی یافتیمفخر بر شاهان عالم در گدائی یافتیم
ز آشنا بیگانه گشتیم از جهان و جان غریبدر جوار قرب جانان آشنائی یافتیم
سالها بانگ گدائی بر در دلها زدیملاجرم بر پادشاهان پادشائی یافتیم
ای بسا شب کاندرین امّید روز آورده ایمتا کنون از صبح وصلش روشنائی یافتیم
ترک دنیی گیر و عقبی زانگ در عین الیقینزهد و تقوی را خلاف پارسائی یافتیم
چون ازین ظلمت سرای خاکدان بیرون شدیمهر دو عالم روشن از نور خدائی یافتیم
سالکان راه حق را در بیابان فنااز چهار و پنج و هفت و شش جدائی یافتیم
از جناب بارگاه مالک ملک وجودهر زمان توقیع قدر کبریائی یافتیم
کفر و دین یکسان شمر خواجو که در لوح بیانکافری را برتر از زهد ریائی یافتیم