گنج

شمارهٔ ۲۶

۹ بیت
زلفش نافه ی تاتار تاریستکه هر تار از سر زلفش تتاریست
ز شامش صدشکن بر زنگبارستولی هرچین ز شامش زنگباریست
از آن دُردانه تا من برکنارمکنارم روز و شب دریا کناریست
مرو ساقی که بی آن لعل میگونقدح نوشیدنم امشب خماریست
کسی کز خاک کوی دوست ببریدبروزو درگذر کو خاکساریست
رسن بازی کنم با سنبلت لیکپریشانم که بس آشفته کاریست
قوی جعدت پریشانست و در تابزریحان خطت گوئی غباریست
هر آنکو برگ گلبرگ تو داردبچشمش هر گلی مانند خاریست
گهی کز خاک خواجو بردمد خاریقین میدان که بازش خار خاریست