گنج

شمارهٔ ۲۵۳

۷ بیت
رحمتی گر نکند بر دلم آن سنگین دلچون تواند که کشد بار غمش چندین دل
زین صفت بر من اگر جور کند مسکین منورازین پس ندهد داد دلم مسکین دل
من ازین در بجفا بازنگردم که مراپای بندست در آن سلسله ی مشکین دل
با گلستان جمالش نکشد فصل بهاراهل دل را بتماشای گل و نسرین دل
خسرو اربند و گر پند فرستد فرهادبرنگیرد بجفا از شکر شیرین دل
دلم از صحبت خوبان نشکیبد نفسیای عزیزان من بیدل چکنم با این دل
نکند سوی دل خسته ی خواجو نظریآه از آن دلبر پیمان شکن سنگین دل