شمارهٔ ۲۳۶
آن ماه بین که فتنه شود مهر انورشآن نقش بین که سجده کند نقش آذرش
بدری که در شکن شود از باد کاکلشسروی که بر سمن فتد از مشک چنبرش
مرجان کهینه بنده ی یاقوت و لؤلؤشسنبل کمینه خادم ریحان و عنبرش
مه سایه پرور شب خورشید مسکنششب سایه گستر مه خورشیدی منظرش
تابی فکنده بر قمر از زلف تابدارشوری فتاده در شکر از تنگ شکّرش
هاروت در جوار هلال منعّلشخورشید در نقاب شب سایه گسترش
سنبل دمیده گرد گلستان عارضشریحان شکفته بر سر سروسمن برش
جان در پناه لعل روان بخش جان فزاشدل در کمند زلف دلاویز دلبرش
طوطی شکرشکن شده در باغ عارضشزاغ آشیانه ساخته بر شاخ عرعرش
خواجو سرشک اگرچه ز چشمش فکنده ئیبر دیده جاش ساز که اصلیست گوهرش