گنج

شمارهٔ ۲۲

۹ بیت
ای کرده مه را از تیره شب نقابدر شب فکنده چین بر مه فکنده تاب
مشکست یا خطست یا شام شب نمایماهست یا رخست یا صبح شب نقاب
با سرو قامتت شمشاد گو مرویبا ماه طلعتت خورشید گو متاب
ای برده آب من زان لعل آبداروی بسته خواب من زان چشم نیم خواب
چون آتش رخت برد آبروی منزان آب آتشی بر آتشم زن آب
زلف تو بر رخت شامست بر سحرعشق تو در دلم گنجست در خراب
ای سرو سیمتن صبحست در فکندر جام آبگون آن آتش مذاب
خادم بسوز عود مطرب بساز چنگبلبل بزن نوا ساقی بده شراب
صوفی چو صافئی دُرد معان بنوشخواجو چو عارفی روی از بتان متاب