شمارهٔ ۱۹۵
ای نغمه ی خوشت دم داود را شعاروی عندلیب را نفست کرده شرمسار
انفاس روح بخش تو جانرا حیات بخشو اعجاز عیسوی زدمت گشته آشکار
دستانسرای گلشن روحانیون ز شوقبردارد از نوای خوشت نغمه ی هزار
وین چرخ چرخ زن ز سماع تو هر زمانچون صوفیان بچرخ درآید هزار بار
ای بس که بلبل سحر از شوق نغمه اتبر سر زند بسان مگس دست اضطرار
مرغ چمن که رودزن بزم گلشنستپر می زند ز شوق تو بر طرف جویبار
با لحن دلفریب تو هنگام صبحدمبر عندلیب قهقهه زد کبک کوهسار
قولت چو با عمل بفرو داشت می رسدبرگو غزل ترانه ازین بیشتر میار
بلبل ز بام و زیر تو با نغمه های زیرخواجو بزیر بام تو با نالهای زار