گنج

شمارهٔ ۱۹۲

۷ بیت
سبزه پیرامن سرچشمهٔ نوشش نگریدشبه بر گوشهٔ یاقوت خموشش نگرید
شام شبگون سحرپوش قمر فرسا رازیور برگ گل غالیه پوشش نگرید
عقل را صید کمند افکن جعدش بینیدروح را تشنهٔ سرچشمهٔ نوشش نگرید
بُت ضحّاک من آن مه که به رخ جام جمستآن دو افعی سیه بر سر دوشش نگرید
من که از حلقهٔ گوشش شده‌ام حلقه به گوشگوشداری من حلقه به گوشش نگرید
جانم از جام لبش گشت به یک جرعه خراببادهٔ لعل لب باده فروشش نگرید
خواجو از میکده‌اش دوش به دوش آوردنداین همه بیخودی از مستی دوشش نگرید