گنج

شمارهٔ ۱۶۳

۹ بیت
ماه فرو رفت و آفتاب برآمدشاهد سرمست من ز خواب برآمد
نرگس مستانه چون ز خواب برانگیختولوله از جان شیخ و شاب برآمد
پیش جمالش زرشک ماه فروشدوز شکن زلفش آفتاب برآمد
صبحدم از لاله چون گلاله برافشاندقرص مه از عنبرین حجاب برآمد
عکس رخش چون در آب چشم من افتادبوی گل و نفحه ی گلاب برآمد
مردم چشمم بآب نیل فروشدکان خط نیلوفری ز آب برآمد
وقت صبوح از هوای مجلس عشّاقزمزمه ی نغمه ی رباب برآمد
مجلسیانرا ز جام باده ی نوشینکام دل خسته از شراب برآمد
خواجو از آن جعد عنبرین چو سخن رانداز نفسش بوی مشک ناب برآمد