شمارهٔ ۱۵۵
اگر دو چشم تو مست مدام خواهد بودخروش و مستی ما بر دوام خواهد بود
ز جام باده ی عشقت خمار ممکن نیستکه شرب اهل مودّت مدام خواهد بود
گمان برند کسانی که خام طبعانندکه کار ما ز می پخته خام خواهد بود
شراب و طلعت حور از بهشت مطلوبستوگرنه خلد ز بهر عوام خواهد بود
بکنج میکده آن به که معتکف باشدکسی که ساکن بیت الحرام خواهد بود
حلال زاده نیم گر بروی شاهد ماشراب و نغمه ی مطرب حرام خواهد بود
بمجلسی که تو باشی ندیم خلوت خاصدریغ باشد اگر بار عام خواهد بود
مرا که نام بر آمد کنون ببدنامیگمان مبرکه غم از ننگ و نام خواهد بود
کجا ز دست دهم جام می چو می دانمکه دستگیر من خسته جام خواهد بود
بیا که گر نبُود شمع در شب دیجوررخ چو ماه تو ما را تمام خواهد بود
چو سرو میل چمن کن که صبحدم در باغسماع بلبل شیرین کلام خواهد بود
ورای قطع تعلق ز دوستان قدیمعذاب روز قیامت کدام خواهد بود
چه غم ز حربه و حرب عرب چو مجنون رامقیم بر در لیلی مقام خواهد بود
چنین که سر به غلامی نهادهای خواجوبر آستان تو سلطان غلام خواهد بود