گنج

شمارهٔ ۱۵۲

۱۰ بیت
دل مجروح مرا آگهی از جان دادندجان غمگین مرا مژده ی جانان دادند
پیش خسرو سخن شکّر شیرین گفتندبزلیخا خبر از یوسف کنعان دادند
آدم غمزده را بوی بهشت آوردندمرغ را باز بشارت ز گلستان دادند
خبر چشمه ی حیوان بسکندر بردندمژده ی خاتم دولت بسلیمان دادند
هودج ویس بمنزلگه رامین بردندپایه ی سلطنت شاه بدریان دادند
دعد را پرده ز رخسار رباب افکندندذرّه را رفعت خورشید درخشان دادند
عام را خلعت خاص از بر شاه آوردندخضر را شربتی از چشمه ی حیوان دادند
تشنه ی بادیه را باز رساندند بآبکشته ی معرکه را بار دگر جان دادند
باغ را رونقی از سرو روان افزودندکاخ را زینتی از شمع شبستان دادند
مژده ی آمدن خواجه بخواجو بردندبنده را آگهی از حضرت سلطان دادند