گنج

شمارهٔ ۱۵۰

۹ بیت
آخر از سوز دل شبهای من یاد آوریدهمچو شمعم در میان انجمن یاد آورید
صبحدم در پای گل چون با حریفان می خوریدبلبلان را بر فراز نارون یاد آورید
در چمن چون مطرب از عشّاق بنوازد نوااز نوای نغمه ی مرغ چمن یاد آورید
جعد سنبل چون شکن گیرد ز باد صبحدماز شکنج زلف آن پیمان شکن یاد آورید
ابر نیسانی چو لؤلؤ بارگردد در چمنز آب چشمم همچو لؤلؤی عدن یاد آورید
یوسف مصری گر از زندانیان پرسد خبراز غم یعقوب در بیت الحزن یاد آورید
گر بیثرب اتفاق افتد که روزی بگذریدناله و آه اویس اندر قرن یاد آورید
دوستان هر دم که وصل دوستان حاصل کنیداز غم هجران بی پایان من یاد آورید
طوطی شکّر شکن وقتی که آید در سخنای بسا کز خواجوی شیرین سخن یاد آورید