گنج

شمارهٔ ۱۴۶

۹ بیت
ترکم از غمزه چو ناوک بکمان درفکندای بسا فتنه که هر دم بجهان درفکند
کمر ار نکته ئی از وصف میانش گویمخویشتن را بفضولی بمیان درفکند
گر در آن صورت زیبا نگرد صورتگرقلم از حیرت رویش ز بنان درفکند
تا چرا نرگس مست تو بقصد دل منهر دم از غمزه خدنگی بکمان درفکند
بشکر خنده درآ ورنه یقین می دانمکه دهان تو یقین را بگمان درفکند
باغبانرا چه تفاوت کند ار وقت سحربچمن بلبل شوریده فغان درفکند
قلم ار شرح دهد قصّه اندوه فراقظاهر آنست که آتش بزبان درفکند
نرگس مست تو از کنج صوامع هر دمزاهدی را بخرابات مغان درفکند
خواجو از شوق لب لعل تو هنگام صبوحبقدح اشک چو یاقوت روان درفکند