گنج

شمارهٔ ۱۷۷ - در مدح شروان شاه منوچهر

وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)قافیه: ین۹ بیت
عالم جان خاص توست نوبه فرو کوب هینگوهر دل خاک توست رد مکن ای نازنین
منتظران تواند مانده ترنجی به کفرخش برون تاز هان، پرده برانداز، هین
کیست ز مردان که نیست تیغ تو را هم نیام؟کیست ز مرغان که نیست دام تو را هم قرین؟
تاجوران را ز لعل طرف نهی بر کمرشیر دلان را ز جزع، داغ نهی بر سرین
جلوه‌گر توست چرخ و اینک در کوی تومی‌دود از شرق و غرب آینه در آستین
گوی گریبان تو چون بنماید فروغزرین پروز شود دامن روح الامین
ز آتش دلها صبا سوخته شد سر به سرتا به سر زلف تو کرد گذر چین به چین
از طپش عشق تو در روش مدح شاهخاطر خاقانی است سحر حلال آفرین
خسرو اقلیم گیر سرور دیهیم بخشمهدی آخر زمان، داور روی زمین