گنج

شمارهٔ ۹۵ - ایضا له

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: رگردد۱۳ بیت
خواجۀ خواجگان خطیر الرّینکز کفت بحر بی خطر گردد
نام پاک ترا چو بنگارنددهن کلک پر شکر گردد
هر زمانی ز رشک بحر کفتدامن آفتاب تر گردد
دم نیارد زدن نسیم صباگر ز لطف تو با خبر گردد
هر زمان روی دشمن از بیمتزرد و پرچین چو روی زر گردد
چرخ را آرزو بود ،کوراخاک پای تو تاج سر گردد
ای که هر دم ز بار همّت توتارک چرخ پی سپر گردد
کار خادم بدست و می ترسدگه از ین نیز هم بتر گردد
هر دم از آه سرد و آتش دلجگرش خون و خون جگر گردد
هر زمان بهر محنتش گردونگرد دیگر بهانه بر گردد
انبساطی نمود با کرمتمگرش کارها دگر گردد
گر تو در کار او نظر فکنیهمه غمهاش مختصر گردد
دولتت در زمانه باقی بادتا زمین چون سپهر در گردد