گنج

شمارهٔ ۷۴ - ایضا له

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: اج۱۰ بیت
ای لطف تو در تن هنرجانوی لفظ تو بر سر فلک تاج
از بهر قبول خویش کردهجان لطف تو در ضمیر ادراج
روشن ز حدیث تو خرد رادر شرح معمیّات منهاج
هر شب تا روز فکرتم رابر بام معالی تو معراج
طبعت به کمال قدرت خویشز اشکال عقیم کرده انتاج
برفست امروز و کودکانمهستند در آرزوی تتماج
داریم ز نعمت تو هر چیزو اکنون هستم به آرد محتاج
هر چند ز نعمت تو داریمبسیار سپید و زرد چون عاج
لیکن تتماج از چنین آردکاچی باشد بوقت انضاج
ابرام رهی بکش چنان گیرکوهست صفا و بدر و حجّاج