شمارهٔ ۳۹ - ایضا له
پناه و پشت مکارم خدایگان صدورکه نور رای تو با صبح هم شکم بودست
کفایت توبه صحن وجود آوردستهزار گونه مصالح که در عدم بودست
فرو گرفت بیکباره صیت حشمت توهر آنکجا که بر او جای یک قدم بودست
سپهر از بن دندان بجای آوردستاشارتی که ترا از سر قلم بودست
فروغ رای تو درخشت پخته بنمایدهر آنچه خاصیت شکل جام جم بودست
به حضرت تو، که هر روز بر زیادت بادمرا چو قاعدۀ انبساط کم بودست
اگر زنا گه گستاخیی کنم گویندکه بر صحیفۀ من از جنون رقم بودست
ولیک اهل خرد را مصوّرست و یقینکه آشنایی فضل و کرم بهم بودست
چنان که در نظر فضل هست وقع کرمهمیشه پیش کرم فضل محترم بودست
بدین دلیل یقین شد که موجب تلفیقازین طرف هنرورزان طرف کرم بودست