گنج

شمارهٔ ۳۱۶ - و له ایضاً

زهی حرّی که ثابت کرد جودتبر ارباب هنر دست ایادی
زمین با قوّت حلمی که اوراستز بار حلم تو کرده تفادی
بحمدالله همه معنیت جمعستکریمیّ و بزرگی و جوادی
ز روی مرتبت صعب المرامیبگاه مکرمت سهل القیادی
دعا گو را همی دانی که باشدو لا و خدمت تو اعتقادی
چو تشریفی نمی فرمایی او رامفرما سعیش اندر نامرادی
به حرمان رهی چندین چه کوشیکه نه با کافران اندر جهادی
چرایی بر خلاف ظنّ خادمچو هر کس را بجای اعتمادی
درین معنی که افتادست ما رادو بیت آمد بخاطر در مرادی
واخوان حسبتهم دروعافکانوها و لکن للاعادی
و خلتهم سهاماً صایباتفکانوها و لکن فی فؤادی