گنج

شمارهٔ ۲۵۴ - ایضا له

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: ارمیخواهم۱۰ بیت
من بی برگ از تو این یک بارشاخ بی برگ و بار می خواهم
خرد و در هم شکسته بی سببیدست و پایی هزار می خواهم
زان درختی که در زمستانهامیوه آرد ببار می خواهم
میوۀ آن درخت نار بوددان که من خود چه نار می خواهم
تا از این لفظ فهم آن نکنیکز تو دار چنار می خواهم
تخت مرّیخ شاه می جویماسب آتش سوار می خواهم
وین هم از غایت خریّ منستکه ز گلزار خار می خواهم
مرکب تند و تیز آتش راعلفی خوشگوار می خواهم
در سرای من ارچه هست عزیزصلتی سخت خوار می خواهم
تر و خشک آنچه هست در همه حالخالی از انتظار می خواهم