شمارهٔ ۱۲۴ - ایضا له
زهی سرفرازی که در پیش حکمتسپهر از دل و دیده محکوم باشد
تو باشی وجز تو نباشد اگر زانکامامی درین عصر معصوم باشد
بتحقیق بدبخت آنرا شناسمکه از دوستیّ تو محروم باشد
تو آنی که اسباب ارباب معنیبه سعی بنان تو منظوم باشد
خلوص دعا گو بدین خدمت اندرهمانا که معلوم مخدوم باشد
در آتش شوم از برای رضایتوگر خود چو شمعم تن از موم باشد
به خدمت فرستاده ام ارمغانیتو خود دان که آنرا چه مفهوم باشد
چه پوشیده دارم؟تو دانی که تحفهز خادم تقاضای مرسوم باشد
ولیکن سه سال است وین یک دقیقهبناچار باید که معلوم باشد
که در مذهب شاعران آنچنانستکه مرسوم بگذاشتن شوم باشد