گنج

شمارهٔ ۱۱۰ - وله ایضا

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: انکرد۱۵ بیت
اینت سردی که این زمستان کردکه همه کاره ما پریشان کرد
تاختن کرد لشکر بهمنخانه بر خلق همچو زندان کرد
آب را تخته بند کرد به جویشاخ را از لباس عریان کرد
باد سرد از بخارهای نفسچاه یخدان چه ز نخدان کرد
لشکر غز نکرد در کرمانآنچه امسال برف و باران کرد
خانه ها خود نبود آبادانباد و باران تمام ویران کرد
پارهم برف بود و باران لیکنعمت خواجه کارم آسان کرد
جبّه فرمود و پوستین بخشیدگندمم داد و نان در انبان کرد
عمل و زرّ و غلّه و تشریفنه زیک نوع لطف و احسان کرد
لیک امسال آن عنایتهادر حق من عظیم نقصان کرد
رسمهای هزار ساله که بودهمه یکباره روی پنهان کرد
پشت گرمیّ من نداد ار چههر کسم پوستین فراوان کرد
آن همه رفت، اعتراضی نیستگر به حق کرد و گر به بهتان کرد
ماند اینجا یک التماس حقیرکین همه سردی از پی آن کرد
گرچه خود قطع رسم تتماجسترسم تتماج قطع نتوان کرد