گنج

شمارهٔ ۹

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)قافیه: رت۸ بیت
کی بود؟ کی؟ که در آیم ز درتهمچو زلف تو در افتم ببرت
تا که از بوسه بتاراج دهمشکر ننگت و تنگ شکرت
آه کز زلف تو آمیخت دلمبستۀ موی شدن چون کمرت
همه فتنه شده بر یکدیگرحلقۀ زلف یک اندر دگرت
این دل سوخته خرمن خرمنمی نیاید بجوی در نظرت
دل ز زلف تو برون آورمیاگرم دستر سستی بسرت
آب چشم و رخ ز درم هر دمکه گلی سازند از خاک درت
گر ز جان دست برداری تو، دهماز دلی پاک دلی بی جگرت