شمارهٔ ۵۲
هر که چون روی تو رویی داردسر به سر راحت دنیی دارد
هر که دارد دهن و زلف و خطتکوثر و سدره و طوبی دارد
از جهان دوست ترا دارد دلآری چون دارد باری دارد
زنده کن مرده دلم را به دمیکه دهانت دم عیسی دارد
دم زلف تو گرفتست دلمابلها کو دم افعی دارد
چشم تو خون دلم کرد حلالو آنک از خطّ تو فتوی دارد
هر دم آویزد در من غم توخود نگوید که چه دعوی دارد
بهر بوسی که ز تو خواستهامبر منت خشم چرا میدارد؟
ندهی خود ندهی حکم تراستخشم و دشنام چه معنی دارد؟