شمارهٔ ۵۱
وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)قافیه: نگیندارد۷ بیت
دل من ز اندوه ننگی نداردچو داند که شادی درنگی ندارد
نیالوده از خون جانم زمانههمه ترکش غم خدنگی ندارد
کشد تیغ در روی من صبح هر دمچرا، با من آخر چو جنگی ندارد؟
ز آب سرشک و ز آه دمادمچه آیینۀ دل که زنگی ندارد؟
ندارد بر چشم من ابر آبیبرِ محنتم کوه سنگی ندارد
بخروارها عیش دارند هر کسدلم بیش از اندوه تنگی ندارد
بدیدم به چشمِ خرد روی کارمجز از خون دل هیچ رنگی ندارد