شمارهٔ ۵۰
دلبرم رسم خود چنین داردکه دل دوستان غمین دارد
از پی یک حدیث دامنگیرصد جواب اندر آستین دارد
حلقة زلف او ز بلعجبیچرخ پیروزه در نگین دارد
زلف پرچین زنگیآسایشحکم بر زنگبار و چین دارد
نز تواضع، ز سرکشی باشدسر که پیش تو بر زمین دارد
نشود خود به کوی او نزدیکهر که او عقل دوربین دارد
گرد کوی وی آنکسی گرددکه ملالش ز عقل و دین دارد
نخورد هیچ غم به هستی خویشهر که دلدار نازنین دارد
تن مومین نپرورد چون شمعهر که او جان آتشین دارد
برهاند ترا ز هستی خویشعشق خود خاصیت همین دارد