گنج

شمارهٔ ۲۰

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اهست۷ بیت
به زیر سایهٔ زلف تو عقل گمراهستغلام روی تو چون آفتاب پنجاهست
مرا ز حسن تو تا دیده داد آگاهیز خویشتن نیم آگه خدای آگاهست
کمند زلف تو زان میکشد مرا در خودکه زلف تو شبه رنگست و روی من کاهست
همیشه سایۀ حسن تو بر سر خورشیدچنانکه سایۀ خورشید بر سر ماهست
لب تو نیک بدندان ماست وز پی اوهمیشه این دل غمگین بکام بدخواهست
شدند از بر من صبر و هوش وز پیشاندلم برفت و کنون دیده بر سر راهست
بروزگار ،وصال تودر نشاید یافتکه وعدۀ تو درازست و عمر کوتاهست