گنج

شمارهٔ ۱۵

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: ارشارزوکردست۹ بیت
هر که رخسارش آرزو کردستگل بر بارش آرزو کردست
بی خودیّ دلم بجای خودستزانکه دیدارش آرزو کردست
تا گرفتار هجر اوست دلممرگ صد بارش آرزو کردست
گو بیا حال من نخست ببینهر که این کارش آرزو کردست
عشق بی رنج هر که می طلبدگل بی خارش آرزو کردست
در بر من دلی جگر خوارستکه غم یارش آرزو کردست
می گریزد بسایۀ زلفشباد گلزارش آرزو کردست
عقل سودای وصل او نپزدگرچه بسیارش آرزو کردست
اشک چون نار دان که می بارمچشم بیمارش آرزو کردست