گنج

شمارهٔ ۱۲۱

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: لکجابرم۱۱ بیت
جان را چو نیست وصل تو حاصل کجا برم؟دل را که شد ز درد تو غافل کجا برم؟
بی وصل جانفزای و حدیث چو شکّرتاین عیش همچو زهر هلاهل کجا برم؟
بگسست چرخ تارِ حیاتم به دست هجرچون وصل نیست گو همه بگسل، کجا برم؟
بنیاد خوشدلیّ من از سیل‌خیز اشکگیرم که خود نگردد باطل، کجا برم؟
بی پایمردِ وصل ز غرقاب حادثاتکشتی عمر خویش به ساحل کجا برم؟
منزل دراز و بارکشم لنگ و من ضعیفبارم گران و راه پر از گل کجا برم؟
ریگ روان و تیره شب و ابر و تندبادمن چشم درد، راه به منزل کجا برم؟
مشکل گشای وصل اگر دیرتر رسدچندین هزار قصّۀ مشکل کجا برم؟
گیرم که آرزوی دلم جمله حاصلستاکنون چو نیست روی تو حاصل کجا برم؟
گفتند: برگرفت فلان دل ز مهر تومن داوریّ مردم جاهل کجا برم؟
گر بر کنم دل از تو و بردارم از تو مهرآن مهر بر که افکنم؟ آن دل کجا برم؟