گنج

شمارهٔ ۱۲۰

امید راحت از عالم ندارماگر شادیست ورغم هم ندارم
اگر افزون شود خرّم نگردموگر نقصان کند ماتم ندارم
همه عالم دمست و این عجبترکه در عالم یکی همدم ندارم
پذیرفتم من از دست قناعتکه حاجت بر بنی آدم ندارم
نبینم روی شادی هرگز ارمندل خود را بغم خرّم ندارم
اگر بی بهره ام از کام گیتینصیب مهنت از کس کم ندارم
چرا گیرم غم صد ساله در پیشکامید زندگی یک دم ندارم؟