غزل شمارهٔ ۴۸۳
ما تکیه بیاری هوادار نداریمکاهیم ولی پشت بدیوار نداریم
زین پایه پست اوج غباری نگرفتیمما طالع خار سر دیوار نداریم
از بزم تو زین دیده خونبار جدائیمابریم ولی راه بگلزار نداریم
وقتست اجل گر قدمی رنجه نمایدبیمار غریبیم و پرستار نداریم
از حوصله ما غم عالم نبود بیشآنغم که بود حصه غمخوار نداریم
در طینت ما جذبه ابرام نباشدخاریم و بدامان کسی کار نداریم
تا چشم تو دیدیم ز دل دست کشیدیمما طاقت تیمار دو بیمار نداریم
سر برهنه بودن گل دستار جنونستآراسته مائیم که دستار نداریم
این صیقل بیداد فلک بی سببی نیستزانست که بر آینه زنگار نداریم
چون شمع کلیم اشک فشانی سخن ماستبی آتش شوقی سر گفتار نداریم