گنج

شمارهٔ ۸۰

۶ بیت
اندر این شهر مرا هست نظر بر روییکه از او تا به قمر فرق نباشد مویی
صنمی سنگ‌دلی سیم‌بری فتنه‌گریدل‌بری عشوه‌دهی سروقد مه‌رویی
نازنینی که گر از خانه به بازار رودنعره وای و وهی بشنود از هر سویی
هدف تیر بلا کرد دل ریش مراناوک غمزه خون‌ریز کمان ابرویی
چاره کار من اکنون که کند وای به منکه نیم مرد کمانش به چنین بازویی
من که با شیر دلان لاف به نیکی زده‌امسگ کویی شده‌ام در طمع آهویی