شمارهٔ ۷۰
گر چه از چشم تو هر لحظه بلایی دارمشادمانم که ز لعل تو دوایی دارم
ای که در منزل دل ساختهام منزل توشرمسارم که نه درخورد تو جایی دارم
گر چه وصلت به چو من بیسر و پایی نرسدهم ز خوان کرم امید صلایی دارم
عاقبت در سر کار تو کنم جان عزیزتا بدانند که با دوست وفایی دارم
آتش مهر تو در جان من امروزی نیستکه من از صبح ازل با تو صفایی دارم
ای که آزار دل خسته من میطلبیبر حذر باش که قهار خدایی دارم
بر سر کوی تو عمری به هوس بود (جنید)هرگزت یاد نیامد که گدایی دارم