گنج

شمارهٔ ۳۸

۷ بیت
گر جان فشانی ای دل در پای یار اولیگر زآن که عشق بازی با آن نگار اولی
یک دم خیال قدش از دیده نیست غایبجای گل و صنوبر بر جویبار اولی
خواهم که آن میانش خوش در کنار آرمبا شاهداه شیرین بوس و کنار اولی
ای سرو ناز باری بر چشم ما گذر کندانی که سرو را جا بر چشمه‌سار اولی
از بند غصه و غم گر می‌کنی خلاصمدرمان دردمندن بی‌انتظار اولی
بلبل کنار خاری مأوا گرفت آریآرام‌گاه عاشق بر روی خار اولی
هان ای (جنید) گاهی در کوی عشق می‌زنکاری اگر برآید زاین رهگذار اولی