شمارهٔ ۲۴
ملک کونین به آوازه ما مینرسدکام عالم به بر آوردن ما مینرسد
تا گدایی نکنی بر در خمخانه عشقاندر این بزم تو را دست به جامی نرسد
تا سر کوی تو بر رحمت اغیار بودبه تو پنهان ز بر یار پیامی نرسد
طلب زاویه مجذوب نگردد هیهاتسالک از نام مجرد به مقامی نرسد
گر نه استاد خرد مرشد راه تو بوددلت از منزل آن ره به مرامی نرسد
لاف آزادی و مردی ز تو چون آید راستکه ز خواری تو گدایی به نظامی نرسد
تا دلت ز آتش اندیشه نسوزد چون عودهرگز از عطر تو بویی به مشامی نرسد
چون (جنید) ار سخنت شامل حکمت باشدمدعی را به حدیث تو کلامی نرسد