گنج

شمارهٔ ۱۱

۱۲ بیت
هر کس که با بلای خدا صبر کرده استاز ساغر صفا می تحقیق خورده است
وآن کس که در طریق توکل نداشت پابی‌چاره پی به منزل عرفان نبرده است
زنهار در سپردن این راه گرم باشکز سیر بازماند هر آن کاو فسرده است
از کار خیر بار نبستند به هیچ رویثابت‌قدم که پای که به مردی فشرده است
در یک عمل که مرد به جا داده بود ادبفاضل تر از عبادت هفتاد مرده است
عصیان مدار هیچ که یک ذره معصیتپیش خدا بزرگ بود گر چه خرده است
مسکین دلی که در طلب مال و حب جاهجان عزیز خویش به سختی سپرده است
ظالم که باد بر دل بی‌چارگان نهادآن ظلم بر روان تن خویش کرده است
هر کس که رفت زاو اثر خیر بازماندگر بنگری ز روی حقیقت نمرده است
نادیده روزنامه اعمال خویش دیدرنگ از رخش به اشک ندامت سترده است
کس را به هیچ باب محقق نمی‌شودسری که در مماکن این هفت پرده است
بیدار شو (جنید) و غنیمت شمر حیاتکه انفاس عمر بر تو یکایک شمرده است