شمارهٔ ۱۶
ای ترک جفاپیشه لختی به وفا دم زنبگشای ز ابرو چین بر طرّهٔ پر خم زن
چون خط سیه کارت بر چهر سپیدت رستبا زلف بگو زین پس رو حلقه ماتم زن
گر هر که ترا جویاست بر کشتن او کوشییکباره ز خشم آتش بر خلق دو عالم زن
تا زلف چو شیطانت بر آن رخ چون خلد استاز گندم خال خویش راه دل آدم زن
از عشوه شکرخندی بر خاک شهیدان کنوآنگاه دم از معجز چون عیسی مریم زن
یک سلسله عاقل را دیوانه اگر خواهیزلفین مسلسل را شوخی کن و برهم زن
گویی غزل ار روزی بر سبکِ سنایی گوور پنجه زنی جیحون در پنجهٔ رستم زن