گنج

شمارهٔ ۳۲ - قاروره بیمار

پاره‌می بخواستم ز نجیبزان می ناب کز زبیب برند
روز دیگر غلامَکش آوردپاره‌می که از نجیب برند
شیشه خرد بود و آبی زردگنده‌تر زانکه از قضیب برند
گفتی آن زن به مزد بیمارستکآب چونین بر طبیب برند