شمارهٔ ۳۳ - آب بجای می
ای بزرگی که پایه قدرتاولش غایت کمال بود
آفتاب سعادتت آن نیستکش پس استوار زوال بود
زین تحیت پس از دعا و ثناغرض بنده یک سوال بود
بارها با خواص خود گفتیدست تحقیق چون جمال بود
پس ز بهر یکی قرابه میکه مرا بر تو رسم سال بود
چون پس از انتظار یکسالهآب بدهی مرا چه حال بود؟
تا ندیدم من آن ندانستمکاب هرگز چنان زلال بود
هر که زینگونه می دهد بکسیراستی جای قاف و دال بود
تو نفرموده من این دانمکز تو این موصلت محال بود
یا غرض این بدست تا باریبهمه مذهبی حلال بود